ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
20
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
چون درياى زخّار ، بنور الهام معرفت از حال برادر متنبه و آگاه بود و به وجود او مستظهر و مستأمن تا آخر عمر . و خصمان بيشترى به گرما و سرما از تشنگى و گرسنگى مردند . بيت كسى كش خدا سرفرازى دهد * مپندار كان را به بازى دهد و ملازمان دولت و ايناقان حضرت بر سبيل تجارب و امتحان قياس كردهاند كه اگر وقتى حادثهاى يا نايبهاى به يكى از ايناقان حضرت رسيده ، چون نظر مبارك كه اكسير اعظم و كيمياء سعادت است بر وى انداخته ، آن غضاضت و زحمت برو سهل و آسان گذشته . بر جمله « جئنا الى المقصود » ، چون شجرهء پادشاهى غازان خان از جويبار حيات منقلع گشت ، و مثوبات او وسيلت درجات و ذريعت قربات او شد ، امرا و اركان دولت و وزراء و اعيان حضرت و كافّهء رعايا و عامّهء برايا چون رمهء بىراعى و مجيب بىداعى و حماء بىحامى حيران مانده ، و دست تضرّع و نياز به حضرت ذو الجلال برداشته و روز بروز از جانب خراسان كه اثر يمن يمن داشت ايلچيان در تردّد ، و خبر وصول چتر آسمان ساى و ركاب زمين فرساى در ميدادند ، و آرام دل جهانيان و تأمين اطمينان خاصّ و عامّ را بشارت مىرسانيد [ ند ] ، تا امرا و وزرا و نوينان را استظهار و اهتزاز مىافزود و استبشار و استرواح روى نمود . و سلطان پيش از تتميم نهضت و تصميم عزيمت گروهى امراء غدّار را كه دل بد و نيّت كژ داشتند و ظاهرا به نفاق و ريا تملّق و چاپلوسى ميكردند و در باطن به خفيه غدر و مكر مىسگاليد [ ند ] ، بيت اندر جهان تو از دو كست ايمنى مباد * از دوستان دشمن و از دشمنان دوست